ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
53
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
فصل 2 آغاز جغرافياى رياضى در جهان اسلام 1 اصل جغرافياى علمى عرب ، به علماى نجوم يونانى باز مىگردد . اگر دربارهء اين حقيقت مسلّم ، متّفق باشيم و به تاريخ تكامل اين علم در قالب عربى آن بپردازيم در مرحلهء اول با تعدادى ، نه چندان كم ، مشكلات حل ناشده روبهرو مىشويم كه تا كنون در انتظار حل مانده است . اين نكته مسلّم است كه نفوذ يونانى از لحاظ زمانى مقدّم نبوده ، بلكه نفوذ هندى و متعاقب آن نفوذ ايرانى كه آن نيز به هندى مربوط مىشود ، تقدّم داشته است . گر چه از آغاز قرن نهم / سوم ه . كفهء مكتب يونانى سنگينتر شد و بتدريج غلبه يافت دو مكتب ديگر تا مدتى كه كمتر از دو قرن نبوده تا اندازهاى اعتبار خود را حتى در مناطق دور دست چون اندلس حفظ كرده ، و تا مدتها بعد پارهاى از نظريّات آن به جغرافياى عربى پيوسته بود . تداخل اين نفوذها در يكديگر وضع آميختهاى پديد آورد كه به سختى مىتوان سير تكامل تاريخى را از خلال آن دنبال كرد . يك سؤال ديگر كه هنوز در انتظار جواب مانده ، اين است كه چرا جغرافياى علمى اسلامى فقط در دوران عباسى يعنى در نيمهء دوم قرن هشتم / دوم ه . به وجود آمد ؟ و با وجود اينكه امويان به گهوارهء قديم تمدّن يونانى يعنى انطاكيه و اسكندريّه ، كه در آنجا سريانيان نقش واسطه را داشتند ، نزديكتر بودند چرا در آغاز كار حاملان جغرافياى علمى غالبا ايرانى بودند ؟ اين فرض كه عبّاسيان در جهتگيرى سياسى به سوى ايران ، با فرهنگ ايرانى نيز ارتباط يافتند جالب به نظر مىرسد . منجّمان در دربار ساسانيان شناخته بودند ، 2 ولى به دوران اموى در نزد اعراب نامى از آنها نيست ، و كلمهء منجّم را در اشعار پيش از سال 750 / 132 ه . نمىتوان يافت . 3 شايد اين تصادف محض نبود كه منجّمان در نهادن سنگ بناى شهر بغداد به سال 762 / 145 ه . نقش چشمگيرى داشتهاند . نيز گفتهاند كه منصور خليفه براى انتخاب محلّ پايتخت جديد از طالع شناسى كمك گرفت . 4 به اين مناسبت نام دو تن از منجّمان به ميان مىآيد كه طبق